حرف دینمون

حرف دینمون

به امید روزی که در همه جنبه های زندگی مان حرف خدا را در نظر بگیریم

بعضا زمزمه هایی به گوش میخورد که چرا ما برای شهادت امام  حسین همیشه گریه میکنم بلکه باید جشن بگیریم مانند کاری که مسیحیان برای عیسی می کنند؟ آنان علت این کار را این می دانند که امام حسین شهید شده و شهادت موفقیت و پیروزی است پس ما چرا باید ناراحت باشیم؟ بلکه باید جشن گرفت و خوشحال بود

ما در ابتدا به بیان ادله ای می پردازیم بعد از آن چند قول را نقل می کنیم سپس احادیثی را در این زمینه بیان می کنیم:

اولا دنیای مسیحی که این شهادت را جشن می‏گیرد روی همان اعتقاد خرافی است که می‏گوید عیسی کشته شد تا بار گناه ما بریزد و چون به خیال خودش سبکبال شده و استخوانش سبک شده آن را جشن می‏گیرد درحقیقت او جشن سبکی استخوان خودش را به خیال خودش می گیرد

دوما اسلام دینی جامع و کامل است و علاوه بر جنبه های فردی ناظر بر جنبه های اجتماعی موضوع نیز هست و اگر نه اسلام هم می داند که شهادت برای فرد یک پیروزی است و نیازی نیست که این را مسیحیان بگویند همانطور که امام علی پس از ضربت خوردن فرمود: فُزتُ وَ رَبِّ الکَعبَه (قسم به خدای کعبه که رستگار شدم) پس معلوم می شود که اسلام شهادت را به عنوان یک موفقیت از جنبه فردی قبول دارد اما فراموش نکنید که ما داریم به یک واقعه ی تاریخی نگاه می کنیم واقعه ای که جنبه های مختلفی دارد در واقع ما داریم در مورد یک واقعه ی اجتماعی حرف می زنیم بلکه داریم به یک فاجعه ی تاریخی و اجتماعی نگاه می کنیم  چه کسی می تواند به فجایع تاریخی ای مثل هیروشیما ناکازاکی یا جنگ جهانی اول یا جنگ جهانی دوم نگاه کند و بگوید هزاران کودک و انسان بی گناه کشته شدند و به بهشت رفتند پس ما بایم جشن بگیریم؟؟؟؟ ماداریم به یک حقیقت تلخ و غم انگیز می نگریم و گریه هم دارد باید مدام با آه و غم و اندوه و گریه و مذمت ظلم آن را یاد آوری کنیم تا دیگر همچین جنایاتی را تکرار نکنیم

سوما این موضوع برای صیقل دادن احساسات عمومی مفید است تا مردم رقیق القلب و دلسوز باشند و سنگ دل نشوند و اگر مردم رقیق القلب باشند به مصیبت دیده و ناتوان کمک خواهند کرد و وضع عمومی جامعه بهتر خواهد شد1 

 

اکنون به نقل چند مطلب می پردازیم که خواندن آن ها می تواند بسیار مفید بوده و ما را در رسیدن به پاسخ کامل تر یاری دهند:

1 - پیشوایان دین از زمان پیغمبر اکرم و زمان ائمه اطهار علیهم السلام دستور اکید و بلیغ داده ‏اند که باید نام حسین بن علی علیه السلام زنده بماند باید مصیبت حسین بن علی هر سال تجدید بشود، چرا؟ بحث در این «چرا» است
حسین علیه السلام مکتب عملی در اسلام تأسیس کرد و نمونه عملی قیام های اصلاحی است خواستند مکتب حسین زنده بماند خواستند حسین سالی یک بار با آن نداهای شیرین و عالی و حماسه انگیزش ظهور پیدا کند... خواستند تربیت حسینی زنده بماند و پرتوی از روح حسینی در این ملت بتابد... 
حیات و زندگی شما بستگی به این حادثه دارد انسانیت و شرف شما بستگی به این حادثه دارد اسلام را با این وسیله می ‏توانید خوب زنده نگه دارید... هرچه ما در این راه کوشش کنیم به شرط اینکه هدف این کار را تشخیص بدهیم بجاست اما متأسفانه عده ‏ای این را نشناختند خیال کردند که بدون اینکه مردم را به مکتب حسین علیه السلام آشنا کنیم به فلسفه قیام حسینی آشنا کنیم عارف به مقامات حسینی کنیم همین قدر که مردمی آمدند و نشستند و یک گریه ‏ای را نفهمیده و ندانسته کردند دیگر کفاره گناهان است (حماسۀ حسینی،شهید مطهری، ج1 ص 78)

2 - ...این عزاداری که به حق درباره اش گفته شده: مَن بَکی أو أبکَی أو تَباکَی وُجِبَت لَهُ الجَنَّة (هرکس برای حسین بگرید یا بگریاند یا تظاهر به گریه کند بهشت بر او واجب می شود) که حتی برای تباکی (تظاهر به گریه) هم ارزش فراوان قائل شده در اصل فلسفه اش تهییج احساسات علیه یزیدی ها و ابن زیادها و به سود حسین ها و حسینی ها بوده در شرایطی که حسین به صورت یک مکتب در یک زمان حضور دارد و سمبل و راه و روش اجتماعی معین و نفی کننده ی راه و روش موجود معین دیگری است یک قطره اشک برایش ریختن واقعا نوعی سربازی است در شرایط خشن یزیدی در حزب حسینی ها شرکت کردن و تظاهر به گریه کردن بر شهدا نوعی اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه باطل و در حقیقت نوعی از خود گذشتگی است...

اما اگر تدریجا روح و فلسفه ی این دستور فراموش شود و مسئله شکل یک عادت به خود بگیرد که مردمی دور هم جمع بشوند و به مراسم عزاداری مشغول شوند بدون اینکه نمایانگر یک جهت گیری خاص اجتماعی باشد و بدون آنکه از نظر اجتماعی عمل معنا داری به شمار رود فقط برای کسب ثواب - که البته دیگر ثوابی هم در کار نخواهد بود - مراسمی را مجرد (جدا) از وظایف اجتماعی و بی رابطه با حسین های زمان و بی رابطه با یزید ها و عبیدالله های زمان به پا دارند... در چنین مراسمی است که اگر شخص یزید بن معاویه هم از گور به درآید حاضر است شرکت کند بلکه بزرگترین مراسم به پا دارد در چنین مراسم است که نه تنها «تباکی» اثر ندارد اگر یک من اشک هم نثار کنیم به جایی برنمی خورد (نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر،شهید مطهری، صص 81 و80)

 

3 - مطلبی را مرحوم آیت الله حاج شیخ جعفر شوشتری در کتاب مجالس المواعظ و مجالس البکاء بیان می کند که:

«چشم گریان در مصائب حضرت حسین علیه السلام در حکم سقا در دشت بلاست»

توضیح: اگر شما در کربلا بودید و ندای العطش فرزندان حضرت حسین را می شندید و خدا به شما این توفیق را می داد که می رفتید و برای آن عزیزان تشنه لب آبی فراهم می کردید چقدر دل امام حسین از این حرکت شما شاد می شد؟
در واقع وقتی شما برای آن حوادث گریه می کنید اظهار تاسف می کنید و آرزو می کنید که ای کاش شما هم امام حسین را یاری می کردید (این همان عبارت یا لَیتَنا کُنّا مَعَکَ است که در زیارت نامه ها وارد شده است2) آن گاه با تطبیق آن زمان با زمان خود به یاری امام زمان خود خواهید شتافت و جهت گیری خود را با توجه به حسین ها و یزید های زمان تعیین خواهید کرد و این همان گفته شهید مطهری است که در بالا ذکر شد (شماره 2)


4 - این که سفارش فراوان به اشک ریختن و عزاداری کردن نموده‌اند برای آن است که اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا می‌گرداند

چون اشکْ رنگ کسی را می ‌گیرد که برای او ریخته می‌شود و همین رنگ را به صاحب اشک نیز می‌دهد از این ‌رو انسان حسینی‌ منش نه ستم می‌کند و نه ستم می‌پذیرد (حماسه و عرفان آیت الله جوادی آملی ص 312)

احادیث

احادیث در این زمینه بسیار است ولی ما در این جا به نقل ده تا از آن ها اکتفا می کنیم:

1 - امام رضا: هر کس که عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد (بحارالانوار ج 44 ص 284)

2- امام رضا: هر گاه ماه محرم فرا می رسید پدرم (امام موسی بن جعفر) دیگر خندان دیده نمی شد و غم بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت روز دهم محرم که می شد آن روز روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود (امالی صدوق ص 111)

3 - پیامبر اکرم: فاطمه جان روز قیامت هر چشمی گریان است مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود (بحارالانوار ج 44 ص 293)

4 – امام علی: خداوند برای ما، شیعیان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما اندوهگین می گردند (غررالحکم ج 1 ص 235)

5 - امام سجاد: من هرگز شهادت فرزندان فاطمه را به یاد نیاوردم مگر آنکه بخاطر آن چشمانم اشکبار گشت (بحارالانوار ج 46 ص 109)

6 - امام باقر: هیچ کس نیست که ما را یاد کند یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه ای اشک آید مگر آنکه خداوند برایش در بهشت خانه ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد (الغدیر ج 2 ص 202)

7 - امام صادق: امام سجاد بیست سال (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد (بحارالانوار ج 46 ص 108)

8 - امام صادق: نزد هر کس که از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند (بحارالانوار ج 44 ص 285)

9 - امام رضا: گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین گریه کنند چرا که گریستن برای او گناهان بزرگ را فرو می ریزد (بحارالانوار ج 44 ص 284)

10 - امام رضا: ای پسر شبیب اگر بر حسین آن قدر گریه کنی که اشک هایت بر چهره ات جاری شود خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد کوچک باشد یا بزرگ کم باشد یا زیاد (امالی صدوق ص 112)




پانوشت:

1 – برگرفته از کتاب حماسه حسینی شهید مطهری ج 1 ص 22 تا 24

2 – مفاتیح الجنان زیارت اول امام حسین _ مفاتیح الجنان زیارت ششم امام حسین _ مفاتیح الجنان زیارت وارث

نظرات (۵)

ممنونم بابت مطلب خوبی ک.گذاشتید...
پاسخ:
ممنون
توضیح جامع و خوبی بود
پاسخ:
ممون
:)
ممنون بابت این مطلب
  • محمد فقیهی
  • حسین فریاد میزند: "هل من ناصر ینصرنی؟؟؟" 

    و من در حالی که نمازم قضا شده است میگویم:  

    "لبیک یا حسین! لبیک..." 

    حسین نگاه میکند و لبخندی میزند و به سمت دشمن تاخت میکند...  

    و من باز میگویم:  

    "لبیک یا حسین! لبیک..." 

    حسین شمشیر میخورد و من سر مادرم داد میزنم و میگویم:  

    "لبیک یا حسین! لبیک..." 

    حسین سنگ میخورد و من در مجلس غیبت میگویم:  

    "لبیک یا حسین! لبیک..." 

    حسین از اسب به زمین می افتد و عرش به لرزه در می آید  

    و من در پس نگاه های حرام  فریاد میزنم:  

    "لبیک یا حسین! لبیک..." 

    حسین رمق ندارد و باز فریاد میزند: "هل من ناصر ینصرنی؟؟؟"  

    من محتاطانه دروغ میگویم و باز فریاد میزنم:  

    "لبیک یا حسین! لبیک..." 

    حسین سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است حسین به من نگاه میکند 

     میگوید: تنهایم یاریم کن، من گناه میکنم و باز فریاد میزنم:  

    "لبیک یا حسین! لبیک..." 

    خورشید غروب کرده است... 

    من لبخندی میزنم و میگویم: 

    "اللهم عجل لولیک الفرج..." 

    به چشمان مهدی خیره میشوم و میگویم:"دوستت دارم و تنهایت نمیگذارم..." 

    مهدی به محراب میرود و برای گناهان من طلب مغفرت میکند...

    مهدی تنهاست... 

    حسین تنهاست... 

    من این را میدانم،اما...

    پاسخ:
    ممنون واقعا قشنگ بود
    حقیقتا اللهم عجل لویلک الفرج بعنی گناه نکنیم
  • آذین &گیتی
  • توضیحات خیلی خوب و کاملی بود
    تشکر
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">